![]() |
![]() |
|
| آینده به آنهایی تعلق دارد که به زیبایی رویاهایشان اعتقاد دارند |
|
پسری بسیار بد اخلاق و تند مزاج بود وبسیار عصبانی می شد و کنترل خود را از دست می داد.
روزی پدرش یک کیسه میخ به او داد و گفت:هر مرتبه که عصبانی می شود یک میخ به داخل حصار چوبی حیاط منزل بکوبد.! روز اول پسر جوان 37میخ به حصار کوبید چون 37مرتبه عصبانی شد،ظرف چند هفته او توانست عصبانیت خود را کاهش دهد وتحت کنترل دراوردوبه تدریج تعداد میخهایی که به حصار می کوبید کم شد.سر انجام روزی فرا رسید که دیگر کنترل خود را از دست ندادوعصبانی نشد. موضوع را به پدرش گفت وپدرش پیشنهاد کرد به ازای هر روز که خود را کنترل کند یک میخ از حصار بیرون بکشد. پسر جوان به حرف پدرش عمل کرد وروزی نزد او رفت واعلام کرد که دیگر هیچ میخی داخل حصار نیست . پدر به همراه پسر کنار حصار رفت وگفت:"ببین و نگاهی به سوراخهای داخل حصار بینداز.این حصار هرگز مثل سابق نخواهد شد یعنی هر مرتبه که عصبانی میشوی زخمی مثل سوراخهای این حصار داخل قلب اطرافیانت به وجود می آوری هر چند عذر خواهی می کنی ولی اثر زخم هرگز از بین نمی رود . پس به یاد داشته باش که زخم زبان هم به اندازه زخم جسم دردآور است همیشه حامی عزیزانت باش و آنان را با حرف ها و عصبانیت هایت مرنجان چون آنان خنده به لبانت می نشانندو همیشه گوشی شنوا برای سخنانت دارند."..... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/01/26ساعت 15:58 توسط پیمان |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
تحقیق و پروژه تمامی رشته ها مهندسی عمران آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|