![]() |
![]() |
|
| آینده به آنهایی تعلق دارد که به زیبایی رویاهایشان اعتقاد دارند |
|
زنی حدودا نود ساله را می شناختم که هرگز از هیچ چیز ناراحت نمی شد. او هیچ گاه عصبی نبود. پیوسته آرام و پرنشاط، مانند آب های زلال برکه ها. همیشه در آرامشی خدایی به سر می برد. با همه کس و همه چیز و حتی خودش در آرامش بود. از او پرسیدند چگونه می تواند تحت همه شرایط آسوده خاطر باشد. زن پاسخ داد: من هر شب کودکی می شوم و قبل از خواب به گوشه ای ساکت و خاموش می روم. در سکوت به خدا فکر می کنم. همه نگرانی ها تشویش ها و مسائل روز را یک یک بر دامان خدا می گذارم. اگر از کاری که کرده ام یا حرفی که زده ام احساس گناه کنم، اگر کسی را رنجانده باشم، این ها را در سکوت به خدا می گویم و از او طلب بخشایش می کنم و بخشایش او را می پذیرم. اگر نگران چیزی باشم، آن را به خدا می سپارم و رهایش می کنم. اگر احساس تنهایی کنم یا تصور کنم که کسی مرا دوست ندارد، همه را به خدا می گویم و آنگاه خدا مرا در آغوش می گیرد. همیشه وقتی که من به این ترتیب همه چیز را رها می کنم و به خدا می سپارم، آرامش عظیمی می یابم و همه فشارها ، تشویش ها و عصبیت ها ناپدید می شوند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/05/03ساعت 1:39 توسط پیمان |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
تحقیق و پروژه تمامی رشته ها مهندسی عمران آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|