![]() |
![]() |
|
| آینده به آنهایی تعلق دارد که به زیبایی رویاهایشان اعتقاد دارند |
|
هر روز صبح در افریقا آهویی از خواب بیدار می شود که می داند باید از شیر تندتر بدود وگرنه طعمه او می شود و شیری که می داند باید از آهو تندتر بدود وگرنه از گرسنگی خواهد مرد. مهم این نیست شیر باشی یا آهو. مهم این است که با طلوع آفتاب با تمام توان شروع به دویدن کنی |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/03/22ساعت 2:18 توسط پیمان |
|
|
عماد خراسانی پای یک درخت نشسته بود و یک ابریق مِی هم جلوی او بود و در حال عیش و نوش بود . ناگهان بادی وزید و ابریق می او به زمین خورد و شکست .
در همین حال شعری سرود : ابریق مِی مرا شکستی ربی بر من در عیش ببستی ربی من مِی خورم و تو می کنی بدمستی خاکم به دهن مگر تو مستی ربی خدا وقتی بی احترامی شاعر را دربرابر خود می بیند چهره او را سیاه می کند . عماد هم وقتی چهره سیاه خود را بر آب چشمه می بیند ناگهان متوجه عمل زشت خود شده و با خود می گوید من که شاعر و مرد پر آوازه ای هستم وقتی اینگونه خطاب به خدای خود شکوه می کنم وای بر مردم عامه !! پس در تکذیب حرف زشت نخست خود دوباره شعری می گوید : ناکرده گنه در این جهان کیست بگو؟ آن کس که گنه نکرده چون زیست بگو؟ من بد کنم و تو بد مکافات دهی؟ پس فرق میان من و تو چیست بگو؟ و خدا او را بخشید و چهره اش سفید شد . .............................................................. نقل شده از دوست عزیزم آرش |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1388/03/10ساعت 22:40 توسط پیمان |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
تحقیق و پروژه تمامی رشته ها مهندسی عمران آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|